مقالات

درونگرایی بهتر است یا برونگرایی

درونگرایی یا برونگرایی

حتما برای شما هم پیش آمده که در توجیح و توصیف رفتار کسی عبارت هایی مانند درونگرایی را بشنوید. مثلا فلانی در جمع نمیاد چون درونگراست. اما معنای واقعی درونگرایی چیست؟ آیا برچسبی قطعی است یا تنها یک ترجیح شخصیتی؟ در این مقاله به سراغ تعریف علمی این مفهوم می ‌رویم و خواهیم دید که درونگرایی و برونگرایی، دو سر یک طیف پیوسته هستند نه برچسب‌های مطلق. خواهیم آموخت که هیچ‌کدام بر دیگری برتری ندارد و در نهایت، هیچ‌کس ۱۰۰% درونگرا یا برونگرا نیست.

تعریف کلی شخصیت و تیپ‌های شخصیتی


شخصیت با الگوهای نسبتا پایدار از ویژگی‌ها، نگرش‌ها، رفتارها و الگوهای فکری فرد در موقعیت ها و تعامل ها تعریف می شود. شخصیت یک کلیت منحصر به فرد و پیچیده است اما تیپ های شخصیتی یک دسته بندی ساده از شباهت های کلی الگوهای فکری و رفتاری است. این دسته بندی های نظری بر اساس برخی شباهت ها، افراد را در گروه‌ هایی مانند درون‌گرا/برون‌گرا، شهودی/حسی، یا بر اساس مدل ‌هایی مانند آیزنک و Neo طبقه ‌بندی می‌کنند تا پیش ‌بینی رفتار و درک تفاوت‌ های فردی را ممکن سازند.

تیپ‌های شخصیتی در روانشناسی:

همانطور که اشاره کردیم، شخصیت بسیار منحصر به فرد است یعنی به تعداد آدم ها مدل شخصیتی وجود دارد. این منحصر به فرد بودن، مطالعه ی انسان را برای روان شناسان سخت می کرد. برای سهولت بررسی و تفسیر، بخش های شبیه به هم شخصیت انسان ها در یک گروه قرار داده شدند. این گروه ها درواقع همان تیپ های شخصیتی هستند.


جایگاه درونگرایی و برونگرایی در مدل‌ها:

درون گرایی و برون گرایی از جمله مهم ترین و اصلی ترین بعدهای شخصیت است که در مدل های مختلف نیز آمده است. برای مثال:

  1. در مدل آیزنک: آیزنک بر اساس سطح برانگیختگی مدلی را تعریف می کرد که یک متغیر آن درونگرایی/برونگرایی بود. درونگراها سطح برانگیختگی ذاتا بالا و برونگراها سطح برانگیختگی پایین تری داشتند پس تمایل درونگراها نیز به تحریک محیطی کمتر بود.
  2. در مدل نئو: درونگرایی و برونگرایی با عنوان عامل E شناخته می شود و با زیرمقیاس هایی مانند هیجان خواهی بررسی می شود.
  3. در مدل کتل: کتل در مدل ۱۶ عاملی خود، درونگرایی/ برونگرایی را با عنوان عامل A و به اسم گشودگی در برابر محافظه کاری بررسی می کند که مرتبط با گرایش های اجتماعی است.

درونگرایی چیست؟


حال که دیدیم درونگرایی و برونگرایی در مدل های مختلفی آمده، به طور جداگانه به تعریف هر کدام از این دو بپردازیم. در یک طرف طیف درونگرایی را داریم. افراد درونگرا، انرژی شان را از دنیای درونی خود می گیرند. اینگونه نیست که خجالتی یا ضداجتماعی باشند. صرفا ترجیح آنها برای شارژ شدن جمع نیست.

ویژگی‌های رفتاری:

  1. تخلیه ی انرژی شدن در جمع های شلوغ
  2. شارژ شدن در تنهایی و دنیای درون
  3. شنوده های خوب و صبور
  4. گروه های دوستی کم تعداد ولی با کیفیت
  5. تمرکز بالا در کارهای انفرادی
  6. مشاهده گران قوی
  7. دنیای درونی غنی
  8. علاقه به برنامه ریزی و آمادگی
    نقاط قوت و ضعف: اینگونه نیست که بگوییم درونگرایی برتری بر برونگرایی دارد یا خیر اما درونگرا بودن در برخی حوزه ها به فرد برتری می دهد و در دیگر موقعیت ها خیر. برای مثال:
    نقاط قوت:
  9. تمرکز عمیق و مستقل
  10. تفکر تحلیلی و آینده ‌نگر
  11. مهارت شنیدن فعال و همدلی
  12. خلاقیت و دنیای درونی غنی
  13. وفاداری در روابط عمیق
  14. کار با دقت و توجه به جزئیات
  15. خودانگیختگی و اتکا به خود
  16. ثبات عاطفی در موقعیت‌ های غیراجتماعی
    نقاط ضعف:
  17. خستگی اجتماعی سریع
  18. دشواری در شبکه ‌سازی و خودابرازی
  19. حساسیت به محرک‌های محیطی (سر و صدا، شلوغی)
  20. ریسک درک نشدن یا نادیده گرفته شدن در جمع
  21. واکنش کند در موقعیت‌ هایی که نیاز به پاسخ فوری است
  22. تمایل به گوشه‌گیری افراطی
  23. سختی در رهبری گروه‌ های بزرگ یا پرشور
  24. انتقال دیرهنگام یا ناقص نظرات ارزشمند

برونگرایی چیست؟


سمت دیگر طیف برونگرایی است. افراد برونگرا ترجیح می دهند انرژی خود را از بودن در جمع و تعامل در محیط های اجتماعی تامین کنند.


ویژگی‌های رفتاری:

  1. شارژ شدن انرژی در جمع و تعامل
  2. شکل گیری ایده ها در حین گفت و گو
  3. عمل گرا و ریسک پذیر
  4. توانایی پاسخ دهی سریع به محیط
  5. علاقه به تنوع و پویایی
  6. انرژی دهی به گروه
  7. توانایی ابراز وجود آشکار
  8. لذت بردن از توجه و مرکزیت آن بر خود
     نقاط قوت و ضعف: برونگراها در برخی حوزه ها بر درونگراها برتری دارند و در برخی حوزه ها خیر. برای مثال:
    نقاط قوت:
  9. مهارت بالا در ارتباطات و شبکه ‌سازی
  10. انرژی ‌بخشی و انگیزه ‌دهی به جمع
  11. اقدام گرایی و نتیجه‌گیری سریع
  12. انعطاف‌ پذیری و سازگاری با شرایط جدید
  13. قدرت اقناع و نفوذ کلام
  14. رهبری طبیعی و مدیریت گروه
  15. شفافیت در بیان و کاهش سوءتفاهم
  16. ایجاد فضای شاد و پرتحرک
    نقاط ضعف:
  17. بی ‌حوصلگی در تنهایی و محیط‌ های ساکت
  18. تمرکز کمتر بر جزئیات و عمق موضوع
  19. ریسک تصمیم‌گیری شتاب زده
  20. وابستگی انرژی به تایید بیرونی
  21. گستردگی روابط به قیمت کاهش عمق
  22. مشکل در کارهای انفرادی و تکراری
  23. صحبت پیش از تفکر کامل وگفتار تکانشی
  24. امکان تحت ‌الشعاع قرار دادن ناخواسته ی دیگران

تفاوت‌های اصلی درونگرایی و برونگرایی

  1. منبع انرژی: درونگراها معمولا از دنیای درونشان، سکوت و تنهایی انرژی می گیرند و هرچه در محیط شلوغ تری باشند زودتر انرژی روانی شان تخلیه می شود. در مقابل، برونگراها از بودن در جمع و محیط های اجتماعی شارژ می شوند و در تنهایی انرژی شان کمتر می شود.
  2. سبک ارتباطی: درونگراها معمولا به کیفیت رابطه بیشتر توجه دارند. گروه های محدودتر ولی عمیق تری در اطرافشان دارند. در مقابل، برونگراها دوست دارند شبکه ی ارتباطی گسترده تری داشته باشند. یعنی هرچه تعداد و کمیت بیشتر، منبع شارژ انرژی بیشتر.
  3. نحوه تصمیم‌گیری: از آنجایی که درونگراها دنیای درونی غنی تری دارند، در تصمیم گیری ها به خود بیشتر اتکا می کنند و با جمع آوری اطلاعات تمایل دارند در خلوت تصمیم گیری کنند. اما برونگراها تمایل دارند مشورت بگیرند و در گفت و گو تصمیم گیری کنند.
  4. واکنش به محیط: طبق مدل آیزنک درونگراها معمولا سطح برانگیختگی ذاتا بالایی دارند و می خواهند محرک های محیطی کمتری داشته باشند. محیط های شلوغ آنها را اذیت می کنند و برای همین تمایل به محیط آرام و کم محرک دارند. در مقابل، برونگراها سیستم برانگیختگی ضعیف تری دارند و محرک طلب هستند. محیط های پویا و شلوغ به آنها انرژی بیشتری می دهد.

مزایا و چالش‌های درونگرایی


مزایا و چالش های درونگرایی مطلق نیستند و باقی توانمندی ها و ویژگی های شخصیتی فرد را نیز باید در نظر گرفت. همچنین مهم است که میزان درونگرایی فرد در طیف چقدر است. اما به طور کلی:
 مزایا در محیط کاری: درونگراها در کارهایی که انفرادی هستند و نیاز به تمرکز بالایی دارند موفق تر هستند. حواس پرتی آنها کمتر است و تفکر تحلیلی شان کمک می کند تا تصمیم گیری های دقیق تر و استراتژیک تری داشته باشند.
 چالش‌ها در روابط اجتماعی: درونگراها در موقعیت های اجتماعی انرژی روانی شان می رود و در شبکه سازی یا حضور در جمع های متعدد و شلوغ مشکل دارند. خستگی اجتماعی سریع و دشوار را در ابراز خود تجربه می کنند که ممکن است برای مدتی عملکرد آنها را در بخش های دیگر تحت تاثیر بگذارد.

مزایا و چالش‌های برونگرایی


همانطور که گفتیم مزایا و چالش ها مطلق نیستند و باید عوامل دیگر را در نظر گرفت اما در کل:
مزایا در تعاملات اجتماعی: از آنجایی که برونگراها انرژی شان را از اجتماع می گیرند، مهارت ارتباطی خوبی در شبکه سازی و ایجاد روابط جدید دارند. به راحتی سر صحبت را باز می کنند و با تعداد افراد زیادی ارتباط می گیرند. با گسترده تر شدن شبکه اجتماعی شان انرژی روان آنها بالاتر می رود و حس خودکارآمدی بیشتری می گیرند. در موقعیت های پر چالش نیز می توانند از همین شبکه اجتماعی برای رفع مشکل کمک بگیرند.
 چالش‌ها در تمرکز و آرامش: برونگراها در محیط های بیش از حد آرام یا تنهایی اذیت می شوند و برایشان کسالت بار می شود. اینگونه بی قرار می شوند و بهره وری شان پایین می آید که احتمال تصمیم های تکانشی را در آنها بالا می برد. همچنین احتمال حواسپرتی در آنها بیشتر است و در موقعیت هایی که تمرکز طولانی مدت نیاز دارد ضعیف تر عمل می کنند. چراکه سیستم عصبی آنها نیاز به تحریک مداوم دارد.

• نقش محیط و فرهنگ در شکل‌گیری شخصیت
شخصیت حاصل تعامل عوامل ژنتیکی و محیط است. ما بر عوامل ژنتیکی کنترلی نداریم مگر با آزمایش های ژنتیکی اما عوامل محیطی و تربیتی که تحت کنترلمان است را می توانیم بهبود دهیم تا برخی چرخه های معیوب بین نسلی نشوند.
 تاثیر خانواده: خانواده از طریق سبک فرزندپروری، الگوسازی، انتظارات یا تعداد فرزندهایش می تواند در شکل گیری این تیپ ها تاثیر بگذارد. عموما خانواده ها فرزندانی تربیت می کنند که مانند خودشان درونگرا یا برونگرا باشند.
 تاثیر جامعه و فرهنگ: فرهنگ چارچوب ارزش های مشترک نسل ها را شکل می دهد. اگر در جامعه ای درونگرایی زن ارزش باشد، سیسم های آموزشی و کاری نیز همان ارزش را ادامه می دهند و در نسل های بعدی دخترانی که برونگرا باشند در فرآیند اجتماعی شدن به مشکل می خورند.

تاثیر درونگرایی و برونگرایی بر موفقیت شغلی


موفقیت شغلی به نوع عملکرد فرد و تناسب شغل با کل شخصیت بر می گردد نه تنها برتری یک تیپ. اما تیپ ها می توانند یک برتری در بعضی مشاغل به فرد دهند.
 مشاغل مناسب افراد درونگرا: پژوهشگر، برنامه‌نویس، نویسنده، طراح گرافیک، حسابرس، دامپزشک، کارمندی
 مشاغل مناسب افراد برونگرا: مدیرفروش، مدیریت، بازاریاب، معلم، روابط عمومی، پشتیبانی، هنرهای اجرایی

تاثیر درونگرایی و برونگرایی بر روابط اجتماعی


مهم ترین تاثیر و تفاوت درونگراها و برونگراها در همین ارتباط اجتماعی است. برای درونگراها این جمع هزینه ی انرژی روانی و برای برونگراها منبع جذب انرژی است.
 روابط دوستانه: گروه دوستانه ی افراد درونگرا معمولا کم جمعیت تر ولی با کیفیت تر و عمیق تر است. در مقابل، برونگراها شبکه های ارتباطی گسترده و فعال تری دارند و احتمالا عمق این روابط کمتر باشد.
 روابط خانوادگی: تفاوت در نیاز به تعامل و خلوت می‌تواند منبع سوءتفاهم شود. برای مثال تنهایی که درونگراها منبع شارژ شدن می بینند را، برونگراها به عنوان طرد شدن ادراک می کنند. مهم است افراد خانواده ترجیحات همدیگر را بدانند و به زبان مشترک برسند.

آیا شخصیت قابل تغییر است؟


شخصیت تغییر دادنی نیست اما خودشناسی و مدیریت هوشمندانه می تواند در نوع رفتارهای فرد تاثیر بگذارد.
 دیدگاه‌های علمی: پایه ‌های شخصیت یا همان صفات اصلی پس از جوانی نسبتا پایدار می ‌مانند. آنچه قابل تغییر و رشد است، رفتارها، مهارت ‌ها و انعطاف‌ پذیری ماست. به طور کلی هیچ فردی یکدفعه ای از یک سر طیف به سمت دیگر نمی رود و صرفا درجه ی طیفی او در حد ۱ تا ۳ نمره تغییر می کند. یعنی یک درونگرای ذاتی را نمی تواند برونگرا کرد.
 تجربه‌های عملی: معمولا انسان ها از افرادی که با آنها همنشینی دارند و یا زندگی می کنند، تاثیر می پذیرند و برای مثال ممکن است یک فرد درونگرا در زندگی با فردی برونگرا، کمی با عادات او سازگار شود اما به این معنی نیست که می تواند کاملا برونگرا شود.

FAQ – سوالات رایج درباره درونگرایی و برونگرایی


 آیا درونگرایی بیماری است؟ خیر. درونگرایی صرفا ترجیحات رفتاری و شخصیتی یک فرد است و به معنی اختلال یا بیماری در او نیست.
 کدام موفق‌ترند: درونگراها یا برونگراها؟ یک عامل مانند درونگرا بودن یا برونگرا بودن نمی تواند موفقیت یک فرد را تضمین کند و تناسب یا سازگاری شخصیت و موقعیت به همراه میزان خودشناسی فرد تعیین کننده است.
 آیا می‌توان شخصیت را تغییر داد؟ پایه های اصلی شخصیت پس از گذر از دوره های حساس تغییر نمی کنند و نسبتا ثابت می مانند. آنچه قابل تغییر است، مهارت های سازگاری و رفتاری است که با خودشناسی و مدیریت انجام می شود. برای مثال نمی توان کاری کرد که فرد زبان مادری اش را فراموش کند اما می تواند زبان دومی یاد بگیرد و در آن مسلط شود.

جمع‌بندی و نکته پایانی:


درونگرایی و برون‌گرایی، دو سر یک طیف طبیعی و پیوسته از شخصیت انسان هستند. هیچ‌ یک بر دیگری برتری ندارد و موفقیت واقعی نه در انتخاب یک قطب، بلکه در خودشناسی عمیق و سازگاری هوشمندانه ریشه دارد. درک این طیف می تواند میزان سوءتفاهم ها را کمتر کند و به افراد کمک کند تا بدانند که سکوت یک درونگرا نشانه ی طرد نیست، و شور یک برونگرا نشانه سطحی ‌بودن نیست. این درک فضایی برای همزبانی بیشتر و همکاری مکمل را ایجاد می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *